X
تبلیغات
رایتل
<کلاغ آسمان />
کلاغ آسمان

آرشیو

تعداد بازدیدکنندگان : 114494


 

دوشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1383

یه آدمی بود از جنس مرد ، هیچ وقت گریه نمی کرد ؛ مردم به هم گفتن : به این می گن آدمیزاد ؟؟ خاک بر سر بی احساسش کنن !

یه دفه به اندازه ی تمام عمرش که گریه نکرده بود چند دقیقه نشست گریه کرد . مردم بهش گفتن : مگه مرد گریه می کنه ؟ پاشو پاشو خجالت بکش !

یه آدمی بود هیچ وقت حرف نمی زد . مردم پشت سرش می گفتن : فکر می کنه از دماغ فیل افتاده ، کی میره این همه راهو .

یه دفه به جای تموم عمرش که حرف نزده بود اومد حرف بزنه زلزله شد ، مردم گفتن چه بدکلام !

یه آدمی بود هیچ وقت نمی خوابید مردم می گفتن : این بابا انگار جدی جدی دیووونس !

یه هفته سر شب گرفت خوابید ، گفتن : مـــــــــرغ !

یه آدمی بود می رفت گاهی می نشست توی حیاط خونشون رو ایوون به آسمون نگاه می کرد ، مردم می گفتن : عاشق شده ! دیگه این کارو نکرد رفت نشست توی چهار دیواریه خونه دیگه نیومد بیرون گفتن :

نپوسیدی توی این خونه ؟ یکم احساس توی این وجود صاحب مردت نیست ؟

یه دختری به هر پسری که می رسید سرخ و سفید و در نهایت بنفش می شد و تو صورت هیچ پسری نگاه نمی کرد مردم می گفتن : واه واه واه این تحفه چقدر اٌمٌله !

همون دختر اخلاقش عوض شد . لباس شیک پوشید . آرایش کرد . به خودش رسید . دیگه به هر پسری رسید رنگش عوض نشد . رفت دانشگاه با چند تا پسر حرف زد . تو خیابون با همکلاسیاش دیدنش .

مردم پشت سرش گفتن : عجب ! چه دختر پاکی بود ببین به چه وضعیتی افتاد .............

ادامه دارد ....

by : k . aseman


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 

 

 

 

 

 لینک دوستان

شاخه اجتماعی وبلاگهای کلاغ

شاخه سیاسی وبلاگهای کلاغ

سهراب

صادق هدایت

دکتر علی شریعتی

فروغ فرخزاد

وبلاگ بررسی آثار سهراب

چشمان سیاه

بانوی اردیبهشت

ماه زرد

آلاله