X
تبلیغات
رایتل
<کلاغ آسمان />
کلاغ آسمان

آرشیو

تعداد بازدیدکنندگان : 114494


 

پنج‌شنبه 21 خرداد‌ماه سال 1383

تو کدوم کوهی که خورشید

از تو چشم تو می تابه

 چشمه چشمه ابر ایثار

روی سینه ی تو خوابه

تو کدوم خلیج سبزی

که عمیق ،  اما زلاله

 مثل آینه پاک و روشن

 مهربون مثل خیاله

 کاش از اول می دونستم 

که تو صندوقچه ی قلبت

 مرهمی داری  برای

 زخم این همیشه خسته

 کاش از اول می دونستم

 که تو دستای نجیبت

 کلیدی  داری برای

درای همیشه بسته

 تو به قصه ها می مونی

 ساده اما حیرت آور

شوق تکرار تو دارم

 وقتی می رسم  به آخر

 تو پلی ،  پل رسیدن

روی گردابه ی تردید

 منو رد می کنی از رود

 منو می بری به خورشید

 من از اونور شکستن

 گنگ و بی رمق گذشتم

 تن به رؤیاها سپرده

 رفتم ،  از شفق گذشتم

 رفتم و رفتم و رفتم

 سایه مو بردم و بردم

 خسته بودم و شکسته

 خودم رو به شب سپردم

من رو از شبم جدا کن

 نمی خوام تو شب بمیرم

 دوست دارم  که پیش چشمات

 بوسه از خورشید بگیرم

 دوست دارم که نوشدارو

واسه این شکسته باشی

 تا دم مردن پناه

این غریب خسته باشی


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 

 

 

 

 

 لینک دوستان

شاخه اجتماعی وبلاگهای کلاغ

شاخه سیاسی وبلاگهای کلاغ

سهراب

صادق هدایت

دکتر علی شریعتی

فروغ فرخزاد

وبلاگ بررسی آثار سهراب

چشمان سیاه

بانوی اردیبهشت

ماه زرد

آلاله