X
تبلیغات
مدیسه
رایتل
<کلاغ آسمان />
کلاغ آسمان

آرشیو

تعداد بازدیدکنندگان : 114404


 

چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1385

چهارشنبه 9 فروردین‌ماه سال 1385
نوشته ای بر یک تابلو ( درخت ماندگار )

هوایی مه آلود و خفه . آسمانی که رو به نیمه های شب می رود و ماه در تاریک ، روشنی که خود پدید آورده یک گوشه بی سر و صدا و معصوم نشسته است .

چیزی که به نظز می رسد هوای سرد و خشک و فضای تصویر ، خشک ، تقریبا شبیه بیابان . تصوری که از برزخ به ذهن می ماند . تصویری که بعد از خوابهای تکراری در ذهن ساکن می شود . خوابهایی که معمولا می بینیم که در یک فضای باز از بیابان (گرچه چند تپه ی خاکی کوچک و بزرگ هم در امتداد افق دیده شوند ) و ما به دنبال چیزی می گردیم یا به دنبال کسی می دویم و یا تنها و اکثرا سرگردان و نمی دانیم چه می کنیم .

هوایی که در این فضای خفه و سنگین و سرد حاکم است ، نه هوای بهشت است و نه حتی جهنم . دقیقا آنچه برداشت می شود هوای زمینی نفرین شده است . سرد و سنگین و خشک و گندیده . رنگ سبز کبودی که بر اکثریت فضای تصویر حاکم است هوایی متعفن را تداعی می کند .

یک مرد رو به افق ایستاده . سرمای هوا از طرز ایستادن مرد فهمیده می شود . کلاهی که به سر دارد ] تقریبا شبیه کلاه ملوانی یا کلاه هایی است که در برف و بوران بر سر می گذارند . هیچ چیز از صورت مرد مشخص نیست . حتی در نخستین نگاه نمی توانیم حدس بزنیم که چشمانش باز است و نگاه می کند یا چشمانش را بسته است . دست های مرد با یک بی تفاوتی خاص و فقط برای فرار از سرما درون جیب هاست .. یا نه ، شاید از روی غم محیط بر حالت مرد بتوان گفت که دست ها در جیب مشت شده است .. نمی دانم !

درختی بی برگ که خشک بودنش را می توان به سبب سرمای هوا پنداشت در دور دست نگاه مرد سرپاست.

قد کشیده ، راست و محکم اما خشک !!

ماه در زاویه نگاه مرد دقیقا بالای سر درخت و تقریبا نزدیک به آن دیده می شود .

انگار که درخت در دامان ماه است . انگار این دو برای فراموش نشدن هم وجود دارند ... نمی دانم !

رگه های تقریبا ریزی از گوشه ی تصویر ، جایی که مرد ایستاده است جریان دارد که همین رگه ها در مرکز تصویر تمام تصویر را فرا می گیرد .

باریک ترین حال رگه ها ( شکست ها ) دقیقا پشت سر مرد قرار دارند .

و این آغاز کار است . آغاز یک شکستگی و نابودی فراگیر . موقعیت مبهمی که نمی دانم چیست .

آغاز شکستگی تمام تصویر . تصویری که به افق نیستی خط می شود ( انتهای تصویر ، نور ماه و فضای سفید رنگ ) .

رگه های سفید شکستگی از گوشه ی تصویر شروع می شود و جلوتر منشعب می شود . رگه ها ( هرچند نازک )، روی تصویر مرد را هم گرفته اند و یک تصویر شکسته باقی می ماند که شکستگی روی مرد متمرکز است . مرد کاملا محو تماشای ماه ( و درخت ) است .

تمام فضای تصویر در یک شکست کلی و گریز ناپذیر گرفتار است . مرد ، ماه و بقیه فضا .

درخت آن روبرو ، در افق چشم مرد ، معصوم و بی تقصیر و تک اما استوار ایستاده است .

تصویر ماه یک شکست را تجربه میکند که با دیگر شکست ها و خای فضای اطراف که همان افق دید مرد است یکسان نیست . مرد به ماه می نگرد که درخت خشک آنرا از خالی اطراف نجات داده است . تنها قسمتی از تصویر که هیچ شکستی به آن راه نیافته ، درخت است .

شانه های مرد کمی افتاده به نظر می رسد که می توان این حالت را غلبه ی نومیدی یا سرما دانست .

سرما مرد را شکسته ، همه ی فضا را شکسته است . ماه هم !

می توان گفت اگر درخت نبود ، ماه با فضای خالی و شکسته ی اطراف آمیخته بود . انگار که تا درخت پابرجاست ماه هم هست ! و مرد در تصویر هنوز فرصت بیشتری تا نابودی و آمیختگی با خالی و پوچی و نیستی فضا دارد .

در اولین نگاه شکست ها نگاه را به خود جلب می کنند و بعد از کمی دقت می توان مقصود آنکه طرح را زده است دریافت .

"اگر همه چیز نابود شود ، نیست شود ، تَرک بخورد . اگر سرما بر همه چیز مستولی شود ، درخت پابرجاست "

درختی که از جنس ماه و مرد است و ماه و مرد از جنس هم و ماه  و مرد به پیوند درخت .

و مرد به افسوس شکست و سرمای فراگیر. و ماه نگران از اینکه دیده نشود و اطراف را روشن کرده به امید !

به مهر ! و مرد می بیند ، نور را ، ماه را و درخت را . به تنهایی. مرد ، به شب ، شبی که ماه در آن می تابد وابسته است ؛ و به تنهایی ، در آن هوا ، در آن فضا ایستاده که ماه را تماشا کند . به شکرانه ی درخت. درخت خشک .

درخت هشکی که هم به ابرو نیاورده . و همچنان ایستاده ..

و همچنان مانده . چه ماه پنهان باشد . چه مرد نظاره گر ، شب و آسمان و ماه نباشد . چه ماه قرص کامل باشد ، چه هلال ! چه به چشم دیگری بیاید . چه مرد ماه را نبیند ! درخت همچنان پابرجاست . گرچه برگی به شاخه نداشته باشد . /...

 

این تصویر ، تصویری مفهومی . نقشی عمیق و ایده ای شخصی است . نقاش ، بسیار متفکرانه و عمیق عمل کرده و به خوبی از سه موجودیت ، طرحی تفکر برانگیز با مضمون عاشقانه خلق کرده است .

بدون اغراق خلق این اثر با وسعت دامنه ی اندیشه ی خالق آن ارتباط مستقیم دارد ./

 

زیر تصویر ، سمت راست، نوشته شده است :

پـــردیــــس

27/8/83

این تابلو در روز 28 آبان 83 به من هدیه شده است .

 

ک . آسمان (ع . ن )

 

 


سه‌شنبه 2 اسفند‌ماه سال 1384
عکس هایی از بهشت ..

این عکس ها رو هفته ی گذشته گرفتم که همگی مربوط به پارک جنگلی ناژوان اصفهان هستند :

 

بقیه ی عکس ها رو می تونید در این آدرس ها ببینید :

https://www.sharemation.com/kalaghe/Feb09430.JPG

https://www.sharemation.com/kalaghe/Feb09431.JPG

https://www.sharemation.com/kalaghe/Feb09432.JPG

 

https://www.sharemation.com/kalaghe/Feb09435.JPG

https://www.sharemation.com/kalaghe/Feb09436.JPG

https://www.sharemation.com/kalaghe/Feb09438.JPG

https://www.sharemation.com/kalaghe/Feb09440.JPG

https://www.sharemation.com/kalaghe/Feb09447.JPG

عکس برگزیده از نظر شما کدومه ؟؟


   1       2       3       4       5       ...       28    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 

 

 

 

 

 لینک دوستان

شاخه اجتماعی وبلاگهای کلاغ

شاخه سیاسی وبلاگهای کلاغ

سهراب

صادق هدایت

دکتر علی شریعتی

فروغ فرخزاد

وبلاگ بررسی آثار سهراب

چشمان سیاه

بانوی اردیبهشت

ماه زرد

آلاله